حس عجیب و غریبیه. اینکه حس کنی یه دستی دلت رو گرفته و فشار میده. درد میاد ولی دردش دوست داشتنیه. مثل وقتایی که با نوک زبون با دندون دردناکت باز میکنی و هی تکونش میدی. یه جور نشئهی پر درد. همین..
این هیچ نکردن با انفعال فرق دارد. تفاوت دارد با قهر. جنسش از نوع پایداری است. پایداری در جستجو. ادامه دادن و تاب آوردن تعلیق کشنده..
و زیبایی، چیزی فراتر از آنست که میبینیم، مثل تو..
و عشق، خلق زیبایی در شکستن قالبهای زندگیست…
نمیدانم از چه، ولی مینویسم، از چیزیی که نمیدانم..
به وقت تاریکی، دیگران انتخاب میکنند که کنارتان بمانند یا..
بگردید دنبال آدمهایی که حوصله ندارند..
من آدم موقت، زودگذر و حالا یکبار ضرر نداردی نیستم..
من از خودم عذر میخواهم که..
خود کرده را شاید تدبیر نباشد اما..