بگردید دنبال آدمهایی که حوصله هیچ کس را ندارند. این آدمها حرفهای قشنگ زیاد بلدند. آدمهایی که حوصلهی هیچ کس و هیچ چیز را ندارند، انتظار و صبر زیادی کشیدهاند. تمام آنچه که باید کسی بکشد را کشیدهاند، از کورسوی امیدی که سوسو میزده است خورشید ساختهاند. نه خورشید داغ تابستان را، خورشید زیبای اسفند را که گرمایش پیام آور تولدی دوباره و نوروز است. اینان، بدترین بدیها، تلخیها و ناامیدیها را به فریبانهترین شکل ممکن به امید مبدل کردهاند.. سالها کارشان این بوده است. میان اشعار شاعران، گشتهاند و گشتهاند و زیباترینها را برچیدهاند. از میان نوشتهها بهترینها را خواندهاند.
چون نیافتند، دل بریدند، ایستادند، افتادند، بلند شدند و نشستند.
دیگر انتظار چیزی را نمیکشند. ساکتاند. نه که حوصله نداشته باشند، حوصلهای نمانده که داشته باشند. اینها همهی حوصله و ذوق و عشق و امیدشان را خرج کردهاند..
دیدگاهتان را بنویسید