مرگ
-

در وابستگی انسان به زندگی همواره چیزی نیرومندتر از تمامی بدبختیهای جهان وجود دارد. داوری جسم کارآتر از داوری جان است و جسم همواره در برابر نیستی پا پس میکشد. ما پیش از آنکه به اندیشیدن خو کنیم به زیستن عادت میکنیم. جسم در روند ترمیمناپذیر روزانهی خود همواره به سوی مرگ پیش میتازد و…
-

خود را کشتن نیز همانند آنچه در نمایشنامههای هیجانآور رخ میهد گونهیی اعتراف است. اعتراف به اینکه از زندگی عقب افتادهایم و یا آن را نمیفهمیم. بهتر است زیاد به بیراهه نرویم و به واژههای آشنا برگردیم. همین که اعتراف کنیم: «به زحمتش نمیارزد» کافیست. زندگی کردن البته هرگز آسان نیست. رفتارهای ما همواره بر…
-
من فکر میکنم مردم صرفا به این دلیل به بهشت اعتقاد دارن چون از مرگ خوششون نمیاد. چون میخوان به زندگی ادامه بدن و تصور اینکه افراد دیگری خانه و منزل اونها رو تصرف میکنه و وسایلشون رو دور میریزه بسیار سخته. ماجرای عجیب سگی در شب، مارک هادان



