زندگی
-
دویدنهایم را دویدهام. دردهایم را کشیدهام. رنجهایم را چشیدهام. خواندنیها را خواندهام. بازیهایم را کردهام. حرفهایم را زدهام. نوشتنیهایم را نوشتهام. کشیدنیها را کشیدهام. درسهایم را گرفتهام. اشکهایم را ریختهام. و زخمهایم را خوردهام. و زندگی، هیچ کدام اینها نبود. تویی… تو که بهانهی زندگی هستی. بهانهای سیر ناشدنی.. دیدنی وصف ناپذیر..
-

بعضی چیزها قویتر هستند. این طبیعت زندگیست. بعضی چیزها هست که ما از آنها قویتریم و بعضی چیزها هست که آنها از ما قویترند. و بعضی چیزها که دائم با آنها در حال جنگیم. گاه ما برندهایم، گاه آنها و این تمامی ندارد. زندگی میشود همین برد و باختها. من باختهای زیادی داشتهام. دردناک، دوستداشتنی،…
-
تو بازی مافیا گاهی یاد میگیری که علارغم تمام واقعیتها و حقیقت بازی، گاهی مردم همه رو نادیده میگیرن و بر اساس اون چیزی که دلشون حکم میکنه بازی میکنن و تصمیم میگیرن. درست یا غلط، این اتفاق تو زندگی میافته و تاوان خودش رو داره. گاهی تصمیم درستی گرفته میشه و گاهی تصمیم اشتباه.…



