روزانه
-

چیزی نمانده بود فراموش کنم. فراموشی، دردآور بودنش به کنار، برای من یادآور بیماریست. دردی مضاعف. پارادوکسی دردناک. فراموشی، یادآور بیماریست. امروز شلوغ بودم و درست هنگامی که آمادهی برگشتن به خانه بودم مجبور شدم برای دو ساعت و نیم در جلسهی در فاوا شرکت کنم. فردا هم روز سختی خواهم داشت و احتمالا تا…
-

جایی در قسمت دوم سریال Broadchurch هنگامی که Beth Latimer برای اولین بار پس از اتفاقی که برای فرزندش افتاده است، بیرون میرود، و پا به درون سوپرمارکت میگذارد و در حالی که با چرخ دستی در حال حرکت در بین راهروهای فروشگاه است، نگاه اطرافیان.. نگاههای بیکلام و معنادار اطرافیان.. این همان نگاهیست که…
-
سریال و فیلمی که بیشتر از ۵ بار دیدم..
-
این گزینهی برنامهی JetPack رو دوست دارم که هر روز، یه سوال میپرسه و جواب دادن به اون خودش میشهیه بهونه برای نوشتن. عادت کردن به نوشتن مثل داشتن یه دوست خیالیه که همه چیزش دپست داشتنیه. همون موقع که داری تایپ میکنی، تو دلت هم میخونی و باهاش حرف میزنی، درد دل میکنی، خوشحالیت…
