مرگان

جای خالی سلوچ را تمام کردم. بعد از «منِ او» این زیباترین کتابی بود که تا بحال خوانده‌ام. حتی از آن هم زیباتر و خواندنی‌تر بود‌. قلم دولت آبادی قابل پرستش است. تفاوت زیبایی این دو قابل مقایسه نیست. شروع زیبا، پایان زیبا، روان بودن، و یکنواخی، توصیف‌های زیبا، شور و هیجان و ترس.. فرود… ادامه خواندن مرگان

ابراو

محمود دولت آبادی

«همه‌ی مردهایی که از خانه می‌روند، دیگر هرگز به خانه برنمی‌گردند!؟» علی گناو به دود کوره چشم دوخت، سیخ را از دست ابراو گرفت و گفت: – دنیا را چه دیده‌ای؟ شاید هم برگشت! بعضی‌ها برمی‌گردند. بابای تو هم شاید برگشت. ابراو گفت: – همه همینجوری می‌روند؟ علی گفت: – هر کسی یکجوری. ابراو گفت:… ادامه خواندن ابراو