دارم عاشق قرصهایم میشوم.
این کوچگ گردهای معجزهآسا که شب و تاریکی را آرام میکند. بیهیچ نیازی، تو را از این جهان و تمام بدیهایش جدا میکند، همین که سر بر بالش میگذاری. چشم.هایت را میبندی، آرام همه چیز پشت پلکهایت به خواب میرود.
نه غمی، نه غصهای، نه بغضی، نه اشکی، نه حسرت و حسادتی.. پاک و عاری از هر چیز، صفحهای سفید چو سنگ قبری که هنوز هیچ چیز برآن ننوشته شده است.

دیدگاهتان را بنویسید