با بردیا مشغول دیدن فصل سوم از سریال ۲۴ هستیم. با اینکه بار سوم دارم این سریال رو می‌بینم ولی بخاطر هیجان زیادش مجبور شدیم بیدار بمونیم و تا قسمت آخر این فصل رو ببینیم. می‌نویسم تا یادم باشه، وقتی سعی کردم قسمتی از سریال رو حدس بزنم، و صحنه‌ی بعدی را بگم، بردیا یه نگاهی بهم کرد و گفت: یجوری میگی انگار تا حالا ندیدی. بار سومه داری اینو میبینی…

دقت که کردم دیدم راس میگه! یک تلاش مذبوحانه در ساعت ۴ صبح برای باهوش نشون دادن خودم..