فریاد

نشسته‌ام و خیره به دیوار روبرو، به این فکر میکنم که اگر آدمی نمی‌توانست فریاد بکشد، چه بر سرش می‌آمد. دندان‌هاش را به هم فشار می‌داد، رگ‌های گردنش باد می‌کرد، و ضربانش در شقیقه‌اش نمایان می‌شد. رنگ صورتش به سیاهی می‌رود و غلیظ می‌شد. استخوان‌هایش به لرزه می‌افتاد، چنان که پنداری، تا فروپاشی آن‌ها و… ادامه خواندن فریاد