سوار آسانسور شدم، تنها بودم. خطا داد. نرفت بالا.. یخورده با کلیدا ور رفتم گفت: حجم اندوه نهان در دل تو این چهار سیم ما نتواند که کشید هیچی دیگه، از پلهها رفتم.