اشتراک گذاری

اندوه

سوار آسانسور شدم، تنها بودم. خطا داد. نرفت بالا..
یخورده با کلیدا ور رفتم گفت:

حجم اندوه نهان در دل تو
این چهار سیم ما نتواند که کشید

هیچی دیگه، از پله‌ها رفتم.


نظر بدهید