logo-mini

بلاگ

فرهنگ

“بفرمایید که چگونه و در کجا فرهنگ و تمدن بشر را نرم‌تر کرده است!؟ فرهنگ قوه ادراکِ مردم را قوی‌تر کرده و نیروی تمیز و تحلیل را در بشر افزایش بخشیده است و تقریباً کار فرهنگ همین است. می‌گویم که درست در اثر ترقی و تکامل همین قوه ادراک است که بشر توانسته در خونریزی […]

دلتنگی

حلاج دلتنگ یار بود، به خانه‌ی یار رسید، قدش به پنجره نرسید، سر خویش برید، و زیر پا نهاد و قدش برسید، معشوق تماشا کرد. تذکره‌الاولیا، منصور حلاج

اخوان ثالث

اگر می‌خواست

قصه می‌گوید این برایش سخت آسان بود و ساده بود همچنان که می‌توانست او اگر می‌خواست کان کمند شصت خویش بگشاید و بیندازد به بالا بر درختی، گیره‌ای سنگی و فراز آید..   ور بپرسی راست، گویم راست قصه بی‌شک راست می‌گوید. می‌توانست او اگر می‌خواست. – اخوان ثالث

Mark Haddon

آدم خوب

من دروغ نمیگم. مادرم همیشه عادت داشت بهم بگه من آدم خوبی هستم چون دروغ نمیگم. ولی من آدم خوبی نیستم، من فقط دروغ نمی‌گم. – مارک هادان

Mark Haddon

ناراحتی

گاهی در مورد چیزهایی ناراحت می‌شویم که دوست نداریم به دیگران بگوییم در مورد آن‌ها ناراحت هستیم و آن‌ها را مثل یک راز نگه می‌داریم‌. یا گاهی، در مورد چیزهایی ناراحت می‌شویم که نمی‌دانیم چیست و می‌گوییم که ناراحت نیستیم. ولی در واقع هستیم. ماجرای عجیب سگی در شب، مارک هادان

شروع

یک بار با خودش هزار بار در خیالت با او حرف میزنی.. و اینگونه است شروع عاشقانه..

سریال 24

بار سوم

با بردیا مشغول دیدن فصل سوم از سریال ۲۴ هستیم. با اینکه بار سوم دارم این سریال رو می‌بینم ولی بخاطر هیجان زیادش مجبور شدیم بیدار بمونیم و تا قسمت آخر این فصل رو ببینیم. می‌نویسم تا یادم باشه، وقتی سعی کردم قسمتی از سریال رو حدس بزنم، و صحنه‌ی بعدی را بگم، بردیا یه […]

فیتزجرالد

همین و همین

همیشه آخرین مسافرهای توی قطار می‌مونن روی دو تا صندلی کوچولو روبروی هم. من داشتم می‌رفتم نیویورک که خواهرم رو ببینم و شب هم پیشش بمونم. تام لباس رسمی تنش بود و کفش براق پوشیده بود، و من نمی‌تونستم چشم ازش بردارم، ولی هر وقت نگاه می‌کرد وانمود می‌کردم دارم به آگهی بالای سرش نگاه […]

فیتزجرالد

شایعات

آدم نمی‌تواند بخاطر شایعات به معاشرتش با یک دوست قدیمی خاتمه بدهد. – گتسبی بزرگ، اسکات فیتزجرالد، رضا رضایی

رفیق

فراقم سخت می‌آید و لیکن صبور می‌باید که گر بگریزم از سختی، رفیق سست پیمانم – سعدی