مولی

About مولی

چیزهاست، نمی‌یارم گفتن. ثلثی گفته شد..

بهای عشق

احساس تحقیر او نسبت به خدایان، نفرت از مرگ و عشق او به زندگی برایش عذابی وصف‌ناپذیر را به ارمغان آورده است، به طوری که با تمامی هستی و وجود خویش جان می‌کند ولی ثمره‌ای به بار نمی‌آورد. این بهایی‌ست که باید در ازای عشق به این دنیا پرداخت.

پرومته در جهنم، آلبر کامو، ترجمه‌ی‌کامل روزدار، صفحه‌ی ۳۵

توسط |۱۳۹۹/۴/۱۳ ۲۰:۲۲:۲۰۱۳ تیر, ۱۳۹۹|کتاب, نقل قول|بدون ديدگاه

پرومته

انقلاب همواره علیه خدایان بوده است و پرومته نخستین فاتح نوین آن بوده است. انقلاب ادعای انسان علیه سرنوشتش می‌باشد.

افسانه‌ی سیزیف،‌ آلبر کامو

پرومته یا پرومتئوس (به انگلیسی: Prometheus) در اسطوره‌های یونانی، یکی از تیتان‌ها و پسر یاپتوس و کلیمنه و خدای آتش است. او عاشق آتنا دختر زئوس شد و تنها کسی بود که آتنا را بوسید. آن‌ها بسیار همدیگر را دوست می‌داشتند و آتنا به او کمک کرد تا آتش را بدزدد. پس از زنجیر شدن پرومته آتنا هر هفته به دیدن او می‌رفت.

او یکی از تیتانها مورد احترام زئوس و تنها تیتان باقی‌مانده از جنگ زئوس بود. وی همچنین آتنا را از سر زئوس در آورد و به عنوان ارباب شفا هم شناخته می‌شود. زئوس در عصر آفرینش انسان‌ها، پرومتئوس را برگزید تا همه چیز را به انسان بدهد جز آتش را. پرومتئوس مورد اعتماد این کار را کرد و بسیاری از مسائل آدمیان را برطرف کرد. او به انسان‌ها عشق می‌ورزید و نمی‌توانست ناراحتی و رنج آن‌ها را ببیند؛ به همین علت به دور از چشم زئوس آتش را در نی‌ای گذاشته و به انسان داد. وقتی خبر به زئوس رسید او را بر سر قله قاف (در قفقاز) برد و بست و او را به سزای اعمال خود رساند.

هر روز عقابی می‌آمد و جگر او را می‌خورد و شب جگر از نو می‌رویید.

همین موقع بود که پرومتئوس به زئوس گفت: روزی خواهد آمد که پادشاهی و خدایی تو از میان برود و کسی بر تخت تو تکیه زند.

زئوس که از پیش‌گویی‌های او مطمئن بود، دائم در پی این بود که از او بپرسد چه کسی، ولی او هرگز پاسخی نمی‌داد، تا اینکه این موضوع به وقوع پیوست.

توسط |۱۳۹۹/۳/۲۳ ۲۲:۰۵:۳۷۲۴ خرداد, ۱۳۹۹|کتاب, نقل قول|۱ ديدگاه

انسان

انسان بیشتر بخاطر آنچه بر زبان نمی‌آورد انسان است، نه آنچه می‌گوید.

و من درباره‌ی بسیاری از آنان سکوت خواهم کرد. من سخت بر این باورم که تمامی آنان که فرد را به داوری گرفته‌اند، تجربه‌ای بسیار کمتر از تجربه‌ی ما در درباره‌ی اساس داوری خود دارند.

زمانه با ویرانه‌ها و خون خود، همه چیز را بر ما آشکار کرده است‌.

افسانه‌ی سیزیف، آلبر کامو

توسط |۱۳۹۹/۳/۲۳ ۲۱:۰۶:۱۳۲۴ خرداد, ۱۳۹۹|کتاب, نقل قول|بدون ديدگاه

نویسنده

از میان تمام افتخارها، افتخاری کمترین فریب را می‌دهد که در دوران رویدادش بسر برد. بنابراین بازیگر به دنبال افتخارهای بیشماری است. افتخارهایی که در راه رسیدن به آنها خود را می‌آزماید و یا خود را وقفشان می‌کند. با توجه به اینکه هر چیزی سرانجام روزی می‌میرد، این اوست که بهترین سرانجام را دارد. یک بازیگر یا موفق می‌شود یا ناکام می‌ماند. اما یک نویسنده همواره امیدوار است، حتی اگر ناشناخته باقی مانده باشد، زیرا چنین می‌پندارد که سرانجام به ارزش آثارش پی خواهند برد. بازیگر در بهترین حالت جز عکسی از خود باقی نخواهد گذاشت و حرکاتش، سکوتش، دم‌نفس‌ها و لحظه‌های عاشقانه‌اش به ما منتقل نخواهد شد. و هنگامی که ناشناخته بماند، بازی نمی‌کند و هنگامی که بازی نکند مرگ صدباره‌ی او است به همراه تمام کسانی که می‌توانسته به آن‌ها جان دوباره بدهد.

افسانه‌ی سیزیف، آلبر کامو

توسط |۱۳۹۹/۳/۲۳ ۲۰:۱۵:۲۴۲۳ خرداد, ۱۳۹۹|کتاب, نقل قول|بدون ديدگاه

دون‌ژوان‌گرایی

اگر دوست داشتن کافی بود، همه چیز بسیار آسان می‌نمود. هر چه بیشتر دوست بداریم پایه‌های پوچ محکم‌تر می‌شود. این نبود عشق نیست که سبب می‌شود دون ژوان زن‌باره شود‌. خنده‌آور است اگر او را یکی از پویندگان عشق ناب بدانیم. او همه‌ی زنان را به یک اندازه و با تمام وجود دوست می‌دارد و بنابراین ناگزیر به تکرار است. و از این روست که هر یک از زنان امید دارد چیزی به اون هدیه کند که هرگز هیچ زنی نثارش نکرده است. اما همه‌ی زنان خود را سخت فریب می‌دهند و تنها موفق می‌شوند احساس نیاز به تکرار را در او بوجود بیاورند. تا اینکه یکی از میانشان فریاد برمی‌آورد: «دست کم من سرانجام عشق را به تو دادم.» و شگفت‌آور نیست که دون ژوان به گفته‌ی وی می‌خندد و می‌گوید: «سرانجام؟ خیر، یکبار دیگر!» چرا برای زیاد عشق ورزیدن باید به ندرت عاشق شد؟

توسط |۱۳۹۹/۳/۱۹ ۱۲:۲۴:۲۵۱۹ خرداد, ۱۳۹۹|کتاب, نقل قول|بدون ديدگاه

پوچ

پوچ رها نمی‌کند، پیوند می‌دهد. پوچ هر کاری را مجاز نمی‌شمرد. همه چیز مجاز است به معنای این نیست که چیزی ممنوع نیست. پوچ تنها توازن میان آنها و نتایج کنش‌های خود را برقرار می‌کند. پوچ جنایت را توصیه نمی‌کند، چرا که چنین کاری کودکانه است، اما بیهودگی پشیمانی را مسلم می‌داند. به همینسان اگز تمامی تجربه‌ها یکسان باشند، تجربه‌ی وظیفه نیز همانند تجربه‌های دیگر توجیه‌پذیر خواهد شد. انسان می‌تواند بوالهوسی پاکدامن باشد.

افسانه‌ی سیزیف، آلبر کامو، ترجمه‌ی دکتر محمود سلطانیه، ص ۹۰

توسط |۱۳۹۹/۳/۱۷ ۱۷:۳۹:۳۶۱۷ خرداد, ۱۳۹۹|کتاب, نقل قول|بدون ديدگاه
رفتن به ابتدای صفحه